حسنعلى خان افشار
171
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
ترك خورده در يك سو ، و شنزار در سويى ديگر « 1 » . 8 . اين ده در 27 كيلومترى . شرق دستجرد - سر راه آن به قم - قرار دارد . به دو بخش : قاضى بالا و پايين تقسيم مىشود . در 1350 به ترتيب جمعيت آن دو را 257 و 227 نفر نوشتهاند « 2 » . اكنون اين دهات جزو دهستان راهجرد از توابع بخش مركزى شهرستان قم هستند و برپايهء سرشمارى سال 1365 ، قاضى بالا 123 نفر و قاضى پايين 62 نفر جمعيت داشته است « 3 » . ده و قلعهء قاضى ، ملك محمد حسين خان خلج بوده است و خرابىاى كه نويسنده در اينجا به آن اشاره مىكند به سبب آن بود كه محمدشاه قاجار هنگام سفر به اصفهان ، خواست با حاجى ميرزا ابراهيم كلباسى ، مجتهد اصفهان ، كه براى شفاعت اهالى آنجا تا قم به پيشواز پادشاه آمده بود ، برخورد نكند ، از منطقهء زرند و خلجستان گذشت . در خلجستان رعايا از ستم محمد حسين خان به شاه شكايت كردند ؛ او نيز فرمان گرفتارى خان خلج را صادر كرد اما خان به آستانهء حضرت معصومه ( ع ) گريخت ولى فرزندانش اسير شدند . همچنين قلعههاى او در روستاهاى نيزار و قاضى درهم كوبيده شدند « 4 » . 9 . او بزرگ قوم خلج در روزگار فتحعلى شاه ، محمد شاه و سالهاى نخستين حكومت ناصر الدين شاه بوده است . محمد شاه در سفر خود به اصفهان او را گوشمالى داد « 5 » . در رويدادهاى روزگار شاه مرد نيز او را مىبينيم : در اين روزگار به همراه غلامحسين خان سپهدار به حكومت اصفهان رفت و نايب الحكومهء او بود . در اصفهان ميان امام جمعهء شهر و سربازان دولتى درگيرى پيش آمد . امام جمعه به سپهدار شكايت برد ؛ او نيز وعدهء مجارات سربازان را به امام جمعه داد ، اما اشراف شهر كه با حكمران جديد سر ناسازگارى داشتند ، موقع را مغتنم شمردند و مردم را به حمايت از امام جمعه به مسجد فرا خواندند . ازاينرو سپهدار محمد حسين خان را براى آرامش اوضاع به مسجد روانه ساخت ، اما به تحريك عاملان آشوب و به دست مردم ، خان خلج كشته شد .
--> ( 1 ) . دو گوبينو ، كنت ، سه سال در آسيا ( 1858 - 1855 ) ، ص 246 . ( 2 ) . سازمان جغرافيايى كشور ، فرهنگ جغرافيايى ايران ، ج 1 ، ص 156 . ( 3 ) . مركز آمار ايران ، نتايج تفصيلى سرشمارى 1365 ، فرهنگ آباديهاى كشور ( قم ) ، ص ص 24 - 25 . ( 4 ) . نك : جهانگير ميرزا ، تاريخ نو ، ص 270 . ( 5 ) . نك : يادداشت شمارهء 8 در بالا .